همه در محل کار اشتباه می کنند. این اشتباه میتواند از دست دادن خونسردی در یک جلسه یا فراموش کردن گزارشی باشد که قرار بوده در ساعت ۳ بعدازظهر ارسال میکردید، مواقعی وجود دارد که به ناچار به هم می ریزید یا در انجام کاری شکست می خورید. اینها همگی دست اندازهایی در جاده مسیر شغلی هستند که به عنوان یک بخش از کار کاملا عادی محسوب می شوند، اما اگر شیوه مدیریتشان ضعیف باشد، سطح اعتماد به شما را کاهش میدهند و به شهرت شما آسیب می رسانند.
همانطور که برای شروع کاری به دفتر جدیدی ورود پیدا می کنید در می یابید که با یک”وضعیت غیر عادی جدید” رو به رو شده اید و احتمال بروز اشتباهات زیاد خواهد بود. در شرایطی که همه چیز در نوسان است، تقریباً احتمال این که با لحظات ناهماهنگی روبرو شوید زیاد خواهد بود. (در چنین موقعیتی آیا می توانید یک پیام فوری را نادیده بگیرید و روی کار خود تمرکز کنید؟ آیا می توانید یک جلسه تیمی را از راه دور مدیریت کنید؟ آیا می توانید در وسط روز به پیاده روی بروید؟)
برای کسانی که اولین بار وارد دفتر کاری می شوند، ورود به محیط کاری جدید ممکن است ترسناک باشد در حقیقت میتواند یک رویداد بیسابقه ای باشد که مملو از استرس و عدم اطمینان است. اگر این استرس بیش از حد طاقت فرسا شود، می تواند عملکرد کاری و صبر شما را کاهش دهد و منجر به تصمیم گیری های ضعیفی شود که در نهایت رفتارهای واکنشی یا سلطه جویانه را تحریک کند.
اجازه ندهید این اشتباهات، رشد شغلی شما را محدود کنند. دفعه بعد که به هم ریختید، استراتژی های زیر را دنبال کنید تا به شما کمک کند اعتماد را دوباره به دست آورید، آسیب را به حداقل برسانید و وضعیت را بهبود بخشید.

۱- پویا باشید.
زمانی که از اشتباهی که مرتکب شده اید آگاه شدید، سعی کنید قبل از اینکه شرایط به شکلی پیچیده تر شود، جلوی آن را بگیرید. فعال بودن در مورد پرداختن به هر چیزی که اتفاق افتاده است، آگاهی شما از مشکل را نشان می دهد، در حقیقت فعال بودن یک نوع پذیرش و شنوندگی فعال راجع به اشتباهاتی است که صورت گرفته.
سابینا یک مدیر امور مالی است، او زمانی که زمزمه هایی شنید مبنی بر اینکه به افراد تیمش تحقیر آمیز مینگرد و یا کنترل بیش از حد بر روی کارشان دارد، به جای رد نظرات و تشدید وضعیت، بلافاصله با هر یک از اعضای تیم، جلسه ای را تنظیم کرد تا بازخورد آنها را بخواهد و بیشتر در مورد آنچه اتفاق افتاده است بداند. او سپس جلسه ای دیگر تشکیل داد تا از اعضای تیمش برای بازخوردشان تشکر کند، پشیمانی خود را ابراز کند و برنامه خود را برای اصلاح وضعیت به اشتراک بگذارد.
با فعال بودن، سابینا توانست بازخورد انتقادی را برای پیشرفت خود به عنوان یک رهبر دریافت کند و نارضایتی فزاینده تیمش را قبل از تشدید بیشتر برطرف کند. حتی اگر در موقعیت رهبری نیستید، میتوانید تلاش کنید تا با افرادی که تحت تأثیر اقدامات شما قرار گرفتهاند تماس بگیرید، صحبت های آنها را بشنوید و برنامهای برای بهبود در حرکت رو به جلو با آنها به اشتراک بگذارید.
۲- عذرخواهی کنید.
با اقرار به اشتباه خود و آسیبی که به شخص، تیم یا کسب و کاری وارد کردید، یک عذرخواهی واقعی و متواضعانه ارائه دهید. حالت تدافعی نداشته باشید و دلیل تراشی نکنید. چیزی که دیگران به آن اهمیت می دهند تاثیر کارهای شماست نه قصد شما از انجام آن کار.
به عنوان مثال، فرض کنید یکی از همکاران به شما می گوید که از بیان نظری که شما ارائه کرده اید آزرده خاطر شده است. با گفتن «خب، من هرگز عمداً به کسی توهین نمیکنم» یا “متاسفم اگر چنین احساسی دارید.” به همکارتان پاسخ ندهید. استفاده از کلمه “اگر” در عذرخواهی به این معنی است که طرف مقابل غیرمنطقی یا بیش از حد حساس است. در عوض، اشتباه خود را کاملاً بپذیرید و بگویید: «از اینکه این را به من گفتی متشکرم. متاسفم که آنچه گفتم برای شما توهین آمیز و آزاردهنده بوده است. حواسم را بیشتر جمع خواهم کرد.»
۳- برای کسانی که تحت تاثیر اشتباه شما قرار گرفته اند جبران کنید.
در حالی که اعتراف و عذرخواهی برای اشتباهتان عملی از روی صداقت و مسئولیت پذیری است، اما تنها در صورتی اعتماد را بازسازی خواهید کرد که رفتار یا مسئله را اصلاح کنید. آنچه را از اشتباهی که مرتکب شده اید، آموخته اید به اشتراک بگذارید، به چگونگی اصلاح اشتباه انجام شده فکر کنید و متعهد شوید که بهترین عملکرد را خواهید داشت.(«متاسفم. فکر میکردم اشکالی ندارد که به صورت مجازی از روی میز خود می توانم با شرکت در تماس باشم. متوجه نبودم که انتظار میرود همه در اتاق کنفرانس حضور داشته باشند. از جلسه بعدی آنجا خواهم بود.»)
ممکن است لازم باشد برای تغییر رفتار و اصلاح وضعیت، سخت تلاش کنید. اما بدون اصلاح، هر عذرخواهی بی ارزش است و مردم بدبین تر می شوند.
باز میگردیم به مثال سابینا، او رهبری تیم خود را با تمرین آگاهانه روی رویکردهای ارتباطی و تفویض اختیارات جدید بهبود بخشید. او به جای توضیح فعالانه مسائل و ارائه راهحلها در هنگام تلاش برای کمک به اعضای تیمش در حل مشکلات (دو عادتی که گزارشهای مستقیم او را توهینآمیز جلوه می دادند )، خود را متعهد به پرسیدن سؤالاتی از قبیل سوالات زیر نمود:
او اگر مطمئن نبود که کارمندانش از آنچه به آنها ارائه کرده پیروی میکنند یا نه، میپرسید: “آیا شما با این موضوع آشنا هستید؟” همچنین قبل از توضیح بیشتر و به جای توصیه های ناخواسته، می پرسید: “چگونه می توانم کمک کنم؟” علاوه بر این، او ماهانه گزارش های کارکنان خود را مستقیما دنبال میکرد تا بازخورد مستمر آنها را در این زمینهها بدست آورد.
۴- به رئیس خود نشان دهید که در حال پیشرفت هستید.
متأسفانه، نکات منفی بیشتر از نکات مثبت در ذهن ما می مانند، به این معنی که مردم بیشتر از نقاط قوت شما، عیوب شما را به یاد می آورند. این سوگیری منفی به این معنی است که ضرورت دارد اقداماماتی انجام دهید و پس از انجام یک اشتباه از مسیر پیشرفتتان عقب نمانید. راه هایی را برای قرار دادن خود در مقابل افراد پیدا کنید و پیشرفت در این موضوع را برای بازسازی اعتماد و تغییر ادراک استفاده کنید.
به عنوان مثال، جارد، کارمند یک شرکت فناوری است، در بررسی سالانه خود متوجه شد که نتوانسته است سازمان خود را آنطور که مدیرش انتظار داشته، توسعه دهد. جارد برای بهبود عملکرد خود و غلبه بر این تصور، یک برنامه دقیق شامل مراحل و ضربالاجلها ایجاد و ترسیم کرد و برای رسیدن به اهدافش برنامهریزی نمود. مهمتر از همه، او هر دو هفته یکبار از رئیس خود میخواست که پیشرفت او را به منظور جلوگیری از انحراف احتمالی از مسیر تایید کند.
بازسازی اعتماد و بازنشانی ادراکات زمان می برد، پس صبور باشید. امید خود را حفظ کنید و در طول زمان در تلاش خود پافشاری کنید که در نهایت پیروز خواهید شد. بهعنوان یک مدیر عامل می گویم: «من عاشق افرادی هستم که در مسیر کاری دستاندازی داشتهاند، شکست خوردهاند و یاد گرفتهاند. آنها اکنون تحمل شکست را دارند و این باعث قوی تر شدن شخصیت آنها شده است.”
۵- با خود شفقت داشته باشید
وقتی در کارمان مرتکب اشتباه می شویم ممکن است این مساله برایمان خجالتآور باشد و بیش از حد خود را سرزنش کنیم. با این حال، سرزنش کردن خود برای اتفاقی که در گذشته افتاده هیچ فایده ای ندارد. ما می توانیم از اشتباهات خود چیزهای زیادی بیاموزیم و از آنها برای تسریع پیشرفت خود استفاده کنیم، البته تا زمانی که انرژی خود را بر انتقاد و سرزنش از خود متمرکز نکنیم.
هنگامی که ناخواسته اشتباه می کنید، با خود مانند یک دوست در موقعیت مشابه رفتار کنید. در میان بسیاری از مزایای اثبات شده آن، تمرین شفقت به خود، شما را در به دست آوردن شفافیت و اعتماد به نفس، و حرکت سازنده به جلو از یک شکست حمایت می کند. برای اطمینان از اینکه اشتباه خود را به یک تجربه یادگیری ارزشمند تبدیل کنید، این دو سوال را نیز از خود بپرسید:
چگونه می توانم از تکرار این اتفاق در آینده جلوگیری کنم؟
درسی که می توانم از این تجربه استخراج کنم چیست؟
به همین ترتیب، هنگام لغزش دیگران هم نسبت به آنها همدردی نشان خواهید داد.
خبر خوب این است که شفقت به خود و شفقت برای دیگران به هم مرتبط هستند. وقتی یکی را تمرین میکنید، به طور طبیعی دیگری را تقویت میکنید و به چرخهای رو به رشد از شفقت در محل کار مبدل می شوید.
به یاد داشته باشید که اشتباهات و شکست ها طبیعی هستند و شکست در حقیقت فرصتی برای یادگیری به ما می دهد. اگر در محل کار اشتباهی مرتکب شدید به هم نریزید، اشتباه خود را کتمان نکنید و دست از سرزنش کردن خود بردارید. در عوض، از استراتژی های بالا برای اصلاح وضعیت، بازسازی اعتماد و ترمیم شهرت خود استفاده کنید.
نتیجه گیری:
همه در محل کار اشتباه میکنند و این کاملاً طبیعی است. نکته مهم، نحوه مدیریت این اشتباهات و بازسازی اعتماد و اعتبار است. با ۵ استراتژی کلیدی—فعال بودن، عذرخواهی صادقانه، جبران خسارت، نشان دادن پیشرفت و داشتن شفقت نسبت به خود—میتوانید اثرات منفی اشتباهات را به حداقل رسانده و مسیر رشد حرفهای خود را ادامه دهید. این روشها به شما کمک میکنند تا از شکستها درس بگیرید و به فردی قویتر و حرفهایتر تبدیل شوید.

