زمانی که بالغ می شوید، به نوعی در نحوه قضاوت خود و دیگران متخصص شده اید. شما سالها فرصت داشتهاید تا در مورد انواع افرادی که به اجبار در کنار آنها بوده اید و یا حتی افرادی که با آنها ارتباط مستقیم نداشته اید، اطلاعات مختلفی کسب کنید.
همه ما در محل کار، دیدهایم که روابط پرتنش چگونه میتوانند تعارض ایجاد کنند و بر عملکردمان، تأثیر منفی بگذارند. تحقیقات نشان می دهد که ۷۰ درصد از کارمندان ادعا می کنند که محیط کاری دوستانه و کم تنش برای شادی آنها در کار بسیار مهم است برای همین یادگیری نحوه بهتر گذراندن تنش ها در حقیقت یک سرمایه گذاری درست بر روی زمان و انرژی آنهاست.
تحقیقات روانشناختی زیادی وجود دارد که توضیح میدهد چرا برخی از روابط نسبت به روابط دیگر آسانتر شکل می گیرند. چیزی که در مورد ما انسان ها وجود دارد این است که ما موجودات اجتماعی پیچیده ای هستیم با ارزش ها و باورهای نهفته در مورد نحوه رفتار، تعامل و چگونگی بر قراری ارتباط. همه ما جهت گیری های ناخودآگاهی داریم که نحوه تفکر ما درباره همه چیز از جنسیت گرفته تا نژاد را تعیین می کنند.
بسیاری از این جهت گیری ها تأثیر قابلتوجهی روی این جریان میگذارند که در روابطمان با چه کسی کنار بیاییم و یا برقراری ارتباط با چه کسی برایمان سخت و آزار دهنده باشد.از سویی دیگر، ما انسان ها یک تمایل ذاتی هم داریم: اینکه مورد پسند و مورد احترام باشیم. برای همین وقتی درگیری یا تنشی رخ می دهد، اولین غریزه ما که دست به کار می شود سرزنش طرف مقابل است. با این شعار که : اگر همه مثل من بودند، دنیا گلستان می شد!!
حال نکته اصلی این است که همه ما می خواهیم با افرادی که دوستشان داریم یا شبیه با ما هستند کار کنیم. اما واقعیت این است که همه مثل ما نیستند. بنابراین، پرسش اینجاست وقتی درگیر کار با کسی هستید که دوستش ندارید، چه رویه ای باید در پیش بگیرید؟ دفعه بعد که درگیر یک رابطه سخت می شوید، این استراتژی های آزمایش شده را اجرا کنید.

۱) ابتدا نگاهی به خودتان بیندازید.
جالب است که گاها برای همه ما اتفاق افتاده که از کسی خوشمان نمی آید و دلیل آن را هم نمیدانیم در چنین مواردی باید به دنبال شواهدی باشیم تا خودمان را بشناسیم و تصحیح کنیم. این مساله به عنوان تایید یا یک جهت گیری به خصوص از طرف “من” یا همان هویت شکل گرفته شناخته می شود یعنی دیدن آن چیزی که در وجود ماست و منجر به واکنشی منفی به شخص طرف مقابل ما میشود( برای آشنایی با این مقوله پیشنهاد میکنم خواندن کتاب نیمه تاریک وجود خانم دبی فورد را آغاز کنید).
مغز ما انواع و اقسام راهها را برای دستکاری حقیقت به بهانه حفظ امنیت که یکی از کارهای اصلی آن است، پیدا میکند. مغز ما همچنین در ذخیره خاطرات در مورد اینکه چرا نباید به یک شخص خاص اعتماد کنیم، بسیار توانمند است. هنگامی که یک “فایل” در مورد شخصی در ذهن خود ایجاد کردید و یا او را در یک طبقه بندی خاص قرار دادید، دیگر تغییر دیدگاه نسبت به او بسیار دشوار خواهد بود.
اما چیزی که کوچ های حرفه ای به آن اطمینان دارند این است که موفق ترین و شادترین افراد راه های سالمی برای کار با شخصیت هایی پیدا می کنند که بنا به شرایط کاری با آنها برخورد داشته اند و خود در انتخاب آنها دخیل نبوده اند، راههای سالم در محیطهای کاری، اجتماعی و خانوادگی. این افراد شاد و موفق از نحوه سرمایه گذاری انرژی خود در روابط بسیار آگاه هستند. آنها استراتژی های خود را برای رسیدن به نتایج مورد نیاز تنظیم میکنند.
بنابراین، اگر میخواهید آن فرد موردنظر در محل کارتان کمتر نفرتانگیز باشد، یا میخواهید هر زمان که با او ملاقاتی دارید دیگر احساس اضطراب نکنید، ابتدا باید نگاهی به خودتان بیندازید و ببینید این احساسات و واکنش های منفی از کدام ویژگی شما نشات میگیرند؟ این ویژگی به چه علت در درون شما شکل گرفته است؟ آیا حاضرید این کار را انجام دهید: “قدم گذاشتن در مسیر خودآگاهی و خودشناسی”!!!!
۲) بالغ باشید.
بالغ بودن یعنی دقیقا همان نقطه ای که هرآنچه راجع به هوش هیجانی آموخته اید به کمکتان بیاید.(لازم است بدانید که هوش هیجانی، توانایی تشخیص و درک هیجانات در خودتان و دیگران است؛ و توانایی اینکه این آگاهی را برای مدیریت رفتار و رابطههای خود به کار بگیرید.) شما در چنین موقعیتهایی آگاهانه فکر میکنید و معنایی را که به یک موقعیت می دهید انتخاب می کنید. به عنوان مثال، اگر شخصی در اتاق کار یا در یک جلسه با شما با بداخلاقی رفتار کند، آیا شما تصور میکنید که او دوستتان ندارد یا خود را از آن موقعیت دور میکنید و فکر میکنید که ممکن است او روز بدی داشته است؟ انتخاب معنی این موقعیت با شماست.
تسلیم رفتارهای کودکانه نشوید، این رفتارهای کودکانه مانند گرفتن حالت تدافعی بدون فکر و یا نادیده گرفتن شخص از روی کینه است. به جای حذف آنها از حضور در جلسه یا ارسال یک ایمیل تهاجمی منفعلانه، رفتارهایی را شناسایی کنید و به نمایش بگذارید که به هر دو طرف خدمت می کند. این رفتارها میتواند شامل کنار کشیدن خود به طور مودبانه از مکالمات غیرسازنده، مواجهه محترمانه و خصوصی با شخص برای بحث در مورد یک مشکل قبل از بزرگ شدن آن یا تعیین مرزهای واضح تر در مورد زمان و انتظارات خود باشد. برای مثال، اگر همکار شما عادت دارد که پروژهها را به سرعت تغییر دهد، از کار کردن با او اجتناب نکنید. مکث کنید، تأمل کنید و بپرسید: سازنده ترین و محترمانه ترین راه برای رسیدگی به این سناریو چیست؟
۳) قدردان کارهایی که می کنند باشید.
چیزهایی را در مورد آن شخص پیدا کنید که می توانید در مورد آنها از او قدردانی کنید. به هر حال، تقریباً همه افراد دارای قدرت و مهارت هایی هستند که می توان از آنها استفاده کرد. شاید آنها واقعاً در تفکر جانبی خوب باشند یا به جزئیات توجه شگفت انگیزی داشته باشند، یا شاید قدرت آنها در شوخ طبعی درمحل کار بی نظیر باشد. با احترام گذاشتن به افرادی که متفاوت با خودتان هستند، برند شخصی خود را قوی تر کنید. بهترین کارمندان تشخیص می دهند که پذیرفتن تنوع رفتاری، کلید حل مشکلات دشوار است.
نسبت به هرکسی که با آن روبرو می شوید ابراز همدردی کنید. احترام گذاشتن به این معنی است که می توانید گوش دهید، نیازهای دیگران را بازتاب دهید، تفکر خود را تنظیم کنید و با ایجاد چالش در تفکر گروهی به گفت و گوهایتان ارزش دهید. این به معنای اهمیت دادن عمیق به دیگران است. به عقاید، نظرات و تفاوت های آنها احترام بگذارید. امتیاز برتر این است که با احترام به سبکهای رفتاری و تفکری که متفاوت از سبک شماست، دیدگاههای جدیدی به دست میآورید و میتوانید اطلاعات را با دقت بیشتری پردازش کنید.
۴) روی نکات منفی تمرکز نکنید.
اگر از کسی کینه دارید، انتظار دارید او در جلسات دیر بیاید یا ضرب الاجل را از دست بدهد، احتمالاً شواهدی را که به دنبالش هستید پیدا خواهید کرد. این جهت گیری ها مهر تائیدی است بر بازی که با تمرکز روی نکات منفی شخص شروع کرده اید.
وقتی کسی شما را آزار می دهد، به جای تمرکز بر کارهای اشتباهی که انجام می دهد، به نحوه واکنش خود فکر کنید. آیا صحبت های مداوم آنها شما را دیوانه می کند، زیرا به شما یاد داده اند که زیاد صحبت کردن با دیگران بی ادبانه است؟ آیا «هدف گذاری» آنها نسبت به ارتقاء باعث افزایش خشم شما میشود زیرا در گذشته برای پیشرفت نادیده گرفته شدهاید؟
درباره برخی از محرک های خود فکر کنید، بنویسید که به چه چیزی واکنش نشان می دهید و چرا. هنگامی که بدانید چه چیزی شما را تحریک می کند، می توانید تصمیم بگیرید که آیا این چیزی است که می توانید آن را رها کنید یا اینکه باید در یک مکالمه سنجیده با آن شخص به آن بپردازید و برای همیشه حلش کنید. شما فقط مطمئن شوید که آن مساله را در مورد احساس خود بیان میکنید، نه آنچه که آنها انجام می دهند. بهعنوان مثال، بهجای گفتن «میخواهم در مورد اینکه چرا مدام در جلسات صحبت میکنی صحبت کنم»، بگویید: «وقتی در جلسات صحبتم را قطع میکنید، احساس میکنم به مباحث من احترام نمیگذارید. آیا می توانیم درباره اش صحبت کنیم؟»
همچنین میتوانید به آنها نزدیک شوید و ایدههای طوفان فکری در مورد اینکه چگونه میتوانید بهترین کار را با هم انجام دهید، مطرح کنید. به جای اینکه بگویید «شما X ،Y و Z را انجام می دهید»، بگویید: «چه کاری میتوانم انجام دهم تا رابطه کاری ما سازندهتر شود؟» در اغلب موارد، تغییراتی وجود دارد که میتوان در هر دو طرف ایجاد کرد تا کارها بهتر انجام شوند.
۵) سعی کنید به او وصل شوید.
به دنبال خوبی های شخص باشید و سعی کنید با او صحبت های مثبتی در مورد موضوعاتی که میتواند مورد علاقه هر دو شما باشد داشته باشید موضوعاتی مانند دستاوردهای پروژه و موفقیت های سازمانی. در این موارد سعی کنید بین افراد و رفتارهایی که از آنها سر میزند تفاوت قائل شوید. با تمرکز روی آن شخص و شناسایی ویژگیای که برای هر دو شما ارزش به حساب می آیند مانند اعتماد، خوش قولی، نظم و … تمایل کمتری در شما ایجاد میشود تا روی رفتارهای که از او سر می زند و دوستشان ندارید متمرکز شوید رفتارهایی که منجر به قطع رابطه شما میشوند.
این تکنیک باعث ایجاد یک رابطه محترمانه تر و هماهنگ تر می شود. هنگامی که این رابطه برقرار شد متوجه خواهید شد قضاوتی سخت گیرانه داشته اید و این رابطه آنقدرها که قبلا فکر میکردید غیر مولد و اشتباه نبوده است.
نتیجه گیری:
در محیطهای کاری، ممکن است با افرادی روبهرو شویم که شخصیتها یا رفتارهایشان برایمان ناخوشایند است. برای مدیریت چنین روابطی و افزایش کارایی تیمی، ابتدا باید خود را بشناسیم و از هوش هیجانی بهره ببریم. با استفاده از استراتژیهایی مانند خودآگاهی، قدردانی از نقاط مثبت افراد، تمرکز بر نکات مثبت و تلاش برای برقراری ارتباط سازنده، میتوانیم روابط بهتری ایجاد کنیم و در محیط کار موفقتر باشیم.

